کلهرود KALAHROD

ماه مبارک رمضان

بنام خدا

حلول ماه پرخیر و برکت رمضان ، ماه ضیافت الهی مبارک باد

نویسنده : کلهرودی : ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢۳
Comments نظرات () لینک دائم

بزرگترین غار ایران از نظر طول غار «چاه وزمه کلهرود» است

بنام خدا

بزرگترین غار ایران از نظر طول غار «چاه وزمه  کلهرود» است.

Iran's longest cave, the cave is Chavzme Kalahrod in isfahan

گفت وگو با چنگیز شیخلی پیشکسوت غارشناسی ایران

 

اشاره: غار تنها یک اثر طبیعی نیست. غار نخستین خانه انسان محسوب می شود. هنوز هم نشانه های کهن ترین آثار زندگی و دستافرینه های آدمی را در غارها می توان یافت. نهفته های بسیار با ارزش غارها به شناخت زندگی و تمدن پیشینیان بسیار کمک می کند. از این رو، غارنوردان که در پژوهش های خود خطرات بسیاری را به جان می خرند، از باارزش ترین تلاشگران عرصه فرهنگ و تاریخ ما محسوب می شوند.

007585.jpg
 


نشستن پای صحبت غارنوردان و غارشناسان قدیمی، دانش ارزنده ای از غار و غارنوردی را در قالب خاطرات و یادداشت های این گروه از ورزشکاران و پژوهشگران پرتلاش به ما عرضه می دارد. حاصل گفت وگوی همشهری با یکی از پیشکسوتان غارشناسی را می خوانید.
* لطفاً خودتان را معرفی کنید.
- متولد ۱۳۰۶ مشهد، دیپلم ادبی در سال ۱۳۳۱. در انجمن فرهنگی ایران و انگلیس به صورت مکاتبه ای رشته باستان شناسی کمبریج را حدود سه سال تحصیل کردم که در تمام دوران تحصیل مقام اول یا دوم را کسب کرده بودم که قرار بود از بورس تحصیلی هم استفاده کنم. مدرک آن نیز برابر لیسانس بود. در آن زمان پدرم که نظامی بود فوت کرد و من کفالت خواهر و برادر و مادرم را به عهده گرفتم و همراه این مسئله و ادامه مبارزه ملی شدن نفت با انگلیسی ها اوج گرفته بود و بالطبع مؤسسه فرهنگی ایران و انگلیس تعطیل شد و در سال ۱۳۳۶ به استخدام یکی از سازمان های بهداشتی درآمدم. آقای کمالیان از کوهنوردان قدیمی ، رئیس کارپردازی این اداره بود و بنده نیز مسئول امور سمعی بصری اداره آموزش بهداشت وزارت بهداری بودم.
* از چه زمانی با طبیعت و کوهپیمایی آشنا شدید؟
- از سن ۱۲ سالگی .آن زمان در مشهد بودم ابتدا از کوه سنگی شروع کردم هر ۳ ماه تابستان با دوستانم به طرقبه و عنبران می رفتیم و پیوسته در طبیعت بودیم. در مرداد ۱۳۲۴ به قله کلکچال صعود کردم. در خرداد ۲۶ به قله توچال و سپس به قله دماوند رفتم. در مرداد ۱۳۲۶ با کاروان مرحوم مهران به عضویت باشگاه نیرو و راستی درآمدم.
* از چه زمانی علاقه شما به غار جلب شد و غارنوردی را آغاز کردید؟
- در سال ۱۳۲۴ به اولین غاری که قدم گذاشتم حفره ای در منطقه حصار بود که درواقع محلی دخمه مانند و متعلق به دوران قبل از اسلام بود. غار بعدی که رفتم غار سربی واقع در کوه بی بی شهربانو بود که در منطقه شهر ری قرار داشت. در سال ۱۳۲۵ در آذر ماه هیأت غارنوردی ایران را تأسیس کردیم. دیگر اعضای مرکزی غیر از اینجانب آقایان سیروس مستوفی و اکبر شفیع زاده بودند. سیستم کار ما بر اساس کار گروهی علمی بود و بر این اساس اعضا نیز محدود بودند. در همان سالها از سوی سازمان جغرافیایی کشور و فدراسیون کوهنوردی ایران چند برنامه به من واگذار شد با مرحوم آقای عبدالواحد خنجی برای تصحیح و تعیین نقشه منطقه چهارمحال و بختیاری در ۳ سفر به آنجا رفتیم که نقشه هایش چاپ شده و در سازمان جغرافیایی ارتش موجود است. از سال ۵۲ تا ۵۷ نیز رئیس کمیته غارنوردی بودم.
* نظرتان راجع به غارنوردی چیست؟
- ما ۳ شعار در اساسنامه هیأت غارشناسی داشتیم: ۱- یکی برای همه، همه برای یکی ۲- ارزش کشفیات در روشن کردن مجهولات است نه در مهم بودن آن ۳- پایداری، استقامت، خستگی ناپذیری. بنابراین ما در هیأت غارنوردی اعتقاد به این ۳ اصل داشتیم. مثلاً غار منطقه «کنی کولنو» که در کردستان قرار دارد اگر نقشه محل آن و نقشه داخل غار نبود این غار ناشناخته می ماند و کسی نمی دانست محل غار در کجا واقع شده است. یک عده برای ورزش به غار می روند، یک عده برای اکتشاف به غار می روند که نقشه غار به هر حال برای هر ۲ گروه مهم می باشد.
* مهمترین غاری که موفق به دیدن آن شده اید، چه نام دارد؟
- غاراسک با ۷۵۰ متر عمق که در لاریجان واقع شده و از بزرگترین غارهای ایران است. حداکثر طول غارهای ایران از ۳۰۰۰ متر تجاوز نمی کند. بزرگترین غار ایران از نظر طول غار «چاه وزمه  کلهرود» است که ۳ کیلومتر طول دارد که اکتشاف آن متعلق به هیأت غارنوردی بود. دیگر غار رودافشان در سال ۱۳۲۶ نقشه آن را تهیه کردیم که متأسفانه الان پر از زباله است. همچنین غار پرو که در سال ۵۳ تا چاه هشتم آن رفتیم که به علت از بین رفتن کوله و آذوقه و کمبود وسایل موفق به فتح غار نشدیم. الان کوهنوردان کرمانشاه تا چاه ۲۶ آن نیز رفته اند و غار را تا انتها بررسی کرده اند.
* ویژگی های علمی غار چقدر برای شماجذاب و جالب است؟
- هر کدام از جنبه ها بحث جداگانه دارد چه از نظر فنی چه از نظر اکتشافات، مثلاً غار «پرو» از نظر عمق بیستمین غار دنیا شناخته شده است و در عین حال که جزو دشوارترین غارهای دنیا محسوب می شود از نظر باستانشناسی غار، تمامی غارهای ایران دارای این جنبه هستند که متأسفانه از نظر سازمان میراث فرهنگی توجهی به آن نمی شود همان طور که برای چاپ «فرهنگ غارهای ایران» آنها همین جواب را دادند و تذکر دادند: غارها یک اثر طبیعی محسوب می شوند و از چاپ کتاب من سرباز زدند در حالی که قدیمی ترین اثر باستانی ایران در غارها کشف شده است، مثل غار کمربند و هوتو، که در استان مازندران(در بروجن ۵ کیلومتری بهشهر) قرار دارد و اسکلت انسان متعلق به ۷۵۰۰۰ سال پیش در آنجا کشف شد. غار قمری و غار کنجی در منطقه استان لرستان که آثار و نشانه هایی از انسانهای بسیار قدیمی دارد. غار همیان و میرملاس که در کوهدشت لرستان قرار دارند و دارای نقاشیهای دوره ماقبل تاریخ بوده  اند. همچنین در غار «اسپهبدان» خورشید که وسایلی که کشف شد به میراث فرهنگی داده شد. غاراسک نیز که انسان نشین بوده آنجا سفال متعلق به ۷۰۰ سال پیش از زمان مغول را پیدا کردیم. غار یخ مراد نیز که چاهی در محوطه جلوی آن قرار دارد، که در سفر سوم به آن غار متوجه شدم. اکثر غارهای ما دارای سوابق تاریخی است.
* نظرتان راجع به غار پرو چیست؟

007595.jpg
 


- درباره این غار گروه کوهنوردان انگلیسی و لهستانی اطلاعات علمی و فنی خوبی داشتند و تحقیقات زیادی در این مورد انجام دادند. زمانی که برای فیلمبرداری غار گل زرد با گروه انگلیسی و آلمانی کار می کردم در مقایسه غار پیرسن مارتن و پرو آنها نیز بر دشواری غار پرو صحه می گذاشتند.
* آیا هنوز برای غارنوردی و اکتشاف اشتیاق دارید؟
- صد در صد تا زمانی که می توانم روی پا بایستم دنبال این کار هستم. گفت: از آن به دیر مغانم عزیز می دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست.
* آیا تاکنون برای چاپ مطالعات غارشناسی که به انجام رسانده اید اقدام کرده اید؟
- این مجموعه شامل ۱۶ جلد فرهنگ غارهای ایران است که الان در کتابخانه من خاک می خورد. به هر طرف رفتم کسی راضی به چاپ آن نشده است فهرستی هم از مقالاتم آماده کرده ام که پیش از این در مجلات و نشریات مختلف از جمله، کیهان ورزشی، شکار و طبیعت چاپ شده است اما هنوز، امکانی برای چاپ این آثار نیافته ام.
گفت وگو: نرگس روحانی سراجی

http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1382/820515/news/mohit.htm

نویسنده : کلهرودی : ٥:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

مسجد حاجی کلهرود

 ‎>‎ ‎ دانشنامهٔ تاریخ معماری و شهرسازی ایران زمین ‎ ‎ ‎>‎ ‎ پرونده‌های آثار ثبت شدهٔ ملی (مجموعهٔ دوم)

 

Files in This Item:

File Description SizeFormat
13656_combined.pdf   1.39 MB Adobe PDF View/Open
 

http://iranshahrpedia.ir/arch/handle/10667/20662

نویسنده : کلهرودی : ٤:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

 

Buitenlucht

 

Het is 10 uur ‘s avonds als Mohsen plotseling voorstelt: zullenwe naar de bergen gaan? We zitten midden in een verhuizing, en hoewel de helft van de spullen al ingepakt en overgebracht was, leek het plan een welkome afwisseling op de verhuisperikelen en Iraanse televisieavonden. Bovendien werd het nieuwe huis geschilderd (vakmensen zijn niet duur in Iran en zelf je nieuwe huis gaan schilderen is dan ook not done, dat laat je doen). Dus eigenlijk konden we toch niet veel verder dit weekend.
Langs het nieuwe huis voor de tent, kleden, dekens en de er-op-uit-mand (wie had gedacht dat we een paar dagen voor de verhuizing onze kababspiezen, campeergaspitje en buiten-theepot- en-ketel nog nodig zouden hebben) op te halen. Anderhalfuur later hadden we ook nog het benodigde vlees gekocht voor de bergbarbeque voor de volgende dag (zonder eetvoorraad geen uitstapje in Iran) en reden we over een afgelegen weggetje langs een dorp naar een rotsachtige vallei.
We waren hier vaker geweest, want in dit berggebied is een verborgen grot die nauwelijks bekendheid geniet en dan ook nog authentiek is, in tegenstelling tot andere grotten in Iran die met lampen, terrasjes en gebaande paden aangepast zijn aan de noden van het massatoerisme. Nee, deze grot is nog stikdonker, met steile afdalingen, duistere dieptes, verborgen nissen en onverwacht grote ruimtes… Volgens een vriend van ons heeft de grot kilometerslange gangen en hoge gewelven… Toen we laatst een keer afdaalden met een touw en zaklamp, was ons touw helaas te kort om deze gangen te ontdekken, maar minder spannend was het niet. Je kan maar enkele meters voor je kijken en door de dikke lagen stof en zand waan je je al snel in hele andere werelden…. Een keer zijn we met de hele familie hier geweest en al tijdens de steile beklimming van het pad naar de ingang van de grot zijn heel wat schietgebedjes verricht door de zussen van Mohsen, zij lieten dan ook met liefde de eer van de afdaling in de grot zelf aan ons.
Deze keer lieten we echter de grot voor wat ie was. Ik hoopte op een spannende overnachting in de buitenlucht van de bergen ver van de bewoonde wereld, en was dan ook licht teleurgesteld toen Mohsen gelijk de tent wilde opzetten net buiten het dorp. Hier waren we toch al vaker geweest, waarom niet wat verder weg? “Ik zei toch dat hier wolven zijn”, reageerde hij. “Zij weten precies de grens tussen wildernis en mensenwereld. Wil je een hele nacht een vuur aanhouden? Ga jij de hele nacht wakker blijven?” Hannah huiverde… “En bovendien, hier is de waterput –we hadden hier al vaak helder bergwater uit de put omhoog gehesen- ga jij morgen een paar kilometer lopen om water tegaan halen?” Het klonk me allemaal als muziek in de oren en paste helemaal in het plaatje van een spannende overnachting in de bergen, maar allicht had Mohsen een punt; aan Hannah en Sara Mina’s reactie te zien konden we dat maar beter een andere keer doen.
De volgende morgen werd ik wakker van geschuivel. Slaperig keek ik om me heen.. Nieuwsgierig klommen ook de kinderen uit de tent nu het inmiddels licht en een stuk minder spannend was geworden… Geen wilde wolven, maar vier wilde ezels snuffelden bij onze slaapplaats, wie had dat gedacht. Niet lang daarna bleek het spitsuur in de bergen.. Een schaapskudde met klingelende bellen, een enkele auto en oude mensjes die op hun ezels naar een dorp verderop reden… ‘Het is ongeveer twee uur rijden met de ezel’, vertelde een hartelijk oud vrouwtje ons. Sara Mina mocht ook een stukje meerijden. ‘Zal ik haar vanmiddag terugbrengen?’ Maar dat vond Sara Mina dan weer net iets teveel van het goede. De rust keerde weer… Maar tijdens onze ochtendklim werd de stilte aangenaam verbroken door het prachtige geluid van een fluitspeler…

نویسنده : کلهرودی : ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱۳
Comments نظرات () لینک دائم

همسایه شرقی

   

 

 

بنام خدا

در باره همسایه شرقی ، پاکستان

About eastern neighbor, Pakistan

 

روزهای حادثه ساز برای پاکستانی ها ...


همه سرنشینان هواپیمای پاکستانی کشته شدند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کشته شدن بیش از 1000 نفر در اثر سیلابهای اخیر

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 

 

نویسنده : کلهرودی : ٥:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱۱
Comments نظرات () لینک دائم

 

گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



 

گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گل نرگسم به آن یاس سپید قسمت می دهم، دیگر بیا ...

ای قیامت زمین

رستاخیز آخرین خاک

پشت شکیبمان شکسته است

قامت صبرمان به سمت تاریک خمیدن خزیده است

تا کی؟ تا چند؟ تا کجا تاب آوریم روزگار بی آفتاب را؟...

گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

دریچه ای به سمت سحر بگشا

به یک جرعه آفتاب مهمانمان کن ...

به دمی حیاتمان بخش و این همه دیر پایی شب را مپسند


الّلهمّ عجّل لولیّک الفرج و العافیة و النّصر بالحقّ محمّد و آل محمّد

بابی انت و امّی و نفسی یا مولای یا صاحب الزّمان


فرا رسیدن نیمه شعبان، میلاد یگانه منجی عالم بشریت،

حضرت صاحب الزمان (عج) بر تمام جهانیان،

بخصوص خانواده بزرگ پرشین استار مبارک باد

گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
نویسنده : کلهرودی : ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٤
Comments نظرات () لینک دائم

 

 

 

نویسنده : کلهرودی : ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۳
Comments نظرات () لینک دائم